|
قرآن وسنت درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب نويسندگان :: :: نويسنده : قرآن وسنت
الــهي خاطرم افسرده گـشته تنم ازمعصيت پژمرده گشته خـــداوندا دلــــم را پاك گردان كه درجرم وگنه آلوده گشته
١ - آيا ميخواهيدبه خداوند«ج»نزديك باشيد؟ :: :: نويسنده : قرآن وسنت
ابتدا با نام و یاد خالق کل جهان شور دل اظهار دارم تا به دل یا بد مکان هر شبی از یک کناری چون خبر آید به گوش ملتی از ما به زیر ظلم دشمن داده جان در چچن پیر و جوان با خاک و خون غلتیده اند کودکان بوسنیایی زیر خمپاره نهان در فلسطین مسجد و محراب رنگینند به خون هند ومصر و الجزایر هم نداریم ما امان وحدت و یکپارچگی را برده از افغان ما تفرقه ایجاد کرده دشمن خونخوار مان کفر شد یک ملت و گشتیم هزاران فرقه ما تا هزاران لقمه باشیم جای گیریم در دهان اختلاف لا یجوز و جاز بر ما سایه کرد تا به عیش و راحتی خوابد اروپا شادمان چونکه عامل نیستیم قانون قرآن عزیز ور نه بنگر قرن اول قهرمان بودیم چسان امر بر وحدت شدیم از جانب پروردگار در عمل بر عکس کردیم زین سبب دیدیم زیان کاش به گوش هر مسلمان می رسید این درد و آه کز دل حافظ برون شد چون ندای عاشقان
ای منزل تاریک و تنگ فرزند بابا آدمم هم امت سردار دین و آن نبی خاتمم امشب تورا مهمان شدم روحم چو رفت بی جان شدم از زندگی آرام شدم فرزند بابا آدمم بر شانه ات کردم خطا بودم همانا بی وفا بر من متاز ترس از خدا فرزند بابا آدمم از من شدند جویا نکیر و منکر آن مأمور حق کردند مرا چرخ و فلک فرزند بابا آدمم بودم عزیز روی زمین شیطان بود اندر کمین چون کینه داشت بر من دین فرزند بابا آدمم اعمال تورا یاری کند هم از تو بیزاری کند احساس شرمساری کند فرزند بابا آدمم گشتم اسیر منزلم آرمانها ماند بر دلم مشتی زخاک شد حاصلم فرزند بابا آدمم ای آدمی بر خود مناز آماده باش و خود بساز بر دین و قرآنش بناز فرزند بابا آدمم آخر پشیمانی چه سود گر جمع گردد تار و پود تأخیر مکن بر خیز تو زود فرزند بابا آدمم گر چشم بندی آن زمان هر چه تورا بودش همان گر عاقلی چیزی بدان فرزند بابا آدمم ای بنده ی یزدان پاک آن ساخت و ساز تو زخاک عذاب قبر است بیمناک فرزند بابا آدمم شاه و گدا در زیر خاک بر کس نباشد هیچ باک جز رب همه نیست و هلاک فرزند بابا آدمم برکشت و کارت سود بود محبوب زتو خوشنود بود آن امتحانت زود بود فرزند بابا آدمم تبلیف جهاد یاری کند هم از تو بیزاری کند از فتنه بیزاری کند فرزند بابا آدمم روزی به آن سو می روی احضار به دربار می شوی در آن حضور خوار می شوی فرزند بابا آدمم پرسند چه کردی در جهان ای بنده ی نا مهربان اقرار کن خود بر زبان فرزند بابا آدمم تحقیق فقط از تو شود هرچه که داشتی رو شود هر ذره موبه مو شود فرزند بابا آدمم ای آدمی ترس از خدا بر عهد اسلام کن وفا پرهیز کن تو از خطا فرزند بابا آدمم پيوندها |
|||
|
|