قرآن وسنت
یکشنبه 26 آذر 1391 :: 09:20 :: نويسنده : quranvsunat

 

الــهي خاطرم افسرده گـشته تنم ازمعصيت پژمرده گشته خـــداوندا دلــــم را پاك گردان كه درجرم وگنه آلوده گشته

١ - آيا ميخواهيدبه خداوند«ج»نزديك باشيد؟
حضرت محمد«ص» فرمودند:نزديكترين حالت به الله«ج» ،حالت سجده كردن است.
٢ - آيا ميخواهيد دعاي شما را الله«ج» قبول كند؟
حضرت محمد«ص»فرمودند: بين اذان واقامه دعا نماييد زيرا دعا دراين وقت رد نميشود.
٣ - آيا ميخواهيدباپيامبر«ص»دربهشت باشيد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:من وسرپرست يتيم درجنت مانند دوانگشت دست بهم نزديك هستيم.
٤ - آيا ميخواهيد كفه (پله) نيكي هاي شما سنگين شود؟
حضرت محمد«ص»فرمودند: همشيه بگوييد (سبحان الله وبحمده ، سبحان الله العظيم ).
٥ - آيا ميخواهيد كه الله «ج» شما را هميشه حفظ كند؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:هركس كه نماز صبح را بخواند درحفظ الله«ج» قرارميگيرد.
٦ - آيا ميخواهيدهمه گناهان شماهرچندزيادهم باشد الله«ج»مغفرت كند؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:هرروزصد مرتبه بگوييد(سبحان الله وبحمده).
٧ - آيا ميخواهيدكه الله«ج» شما را بلند مرتبه كند؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:كسي كه براي الله«ج» تواضع كند الله«ج» او را بلند مرتبه ميكند.
٨ - آيا ميخواهيدكه روزي زياد وعمرطولاني داشته باشيد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:باخويشاوندان خود رفت وآمدداشته باشيد(صله رحم كن).
٩ - آيا ميخواهيد كه شفاعت حضرت محمد «ص» را در روز محشر نصيب شويد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند: كسيكه هرصبح و شام ده مرتبه به من درود بفرستد، من روز قيامت شفاعتش را ميكنم.
١٠- آيا ميخواهيد ثواب جهاد را بدون رفتن به ميدان جنگ حاصل كنيد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند : كمك كنيد به پير زنان و مساكين زيرا اجر آن برابر به اجر و ثواب جهاد است.
١١- آيا ميخواهيد بدون انجام اعمال خير صاحب ثواب شويد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند: هر مسلمانيكه برادر مريض خود را شبانه عيادت كند ، هفتاد هزار فرشته برايش تا صــبح طلب مغفرت ميكنند و اگر در صبح برادرش را عيادت كند هــمان فرشتگان تا شب برايش طلب مغفرت ميكنند.

١٢- آيا ميخواهيد مشكلات دنيا و آخرت شما حل گردد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:هر كس كه مشكل و سختي يكي از مسلمانان را در دنيا دور كند. خداوند «ج» مشكل دنيا و آخرت او را حل ميكند.
١٣- آيا ميخواهيد همه دروازهاي بهشت بر روي شما باز باشد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند:هر كسيكه كامل وبا شرايطش وضوء گرفته و بعداز وضوء گرفتن بگوييد ( اشهدان لا اله الا الله وحده لاشريك له و اشهدان محمداً عبده و رسوله )همه دروازهاي بهشت برايش گشوده ميشود.
١٤- آيا ميخواهيد با تضمين و ضمانت حضرت محمد «ص» وارد جنت شويد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند: هر مسلمانيكه به من دو چيز را در دنيا ضمانت كند من بهشت را براو ضمانت ميكنم و اين دو چيز اول زبان است و دوم مابين دوپا ( شرمگاه ) .
١٥- آيا ميخواهيد به اندازه كوهها نيكي داشته باشيد؟
حضرت محمد«ص»فرمودند: كسيكه جنازه اي حاضر شود و براو نماز جنــازه بخواند به اندازه يك قيراط به او ثواب ميرسد و اگر تا قبرستان جنازه را همراهي كند و صبر كند تا جنازه را دفن كنند به او دو قيراط داده ميشود. اصحاب سوال كردند قيراط چيست؟ فرمودند: هر قيراط مثل يك كوه عظيم است

پنج‌شنبه 23 آذر 1391 :: 08:10 :: نويسنده : quranvsunat

 

ابتدا با نام و یاد خالق کل جهان                               شور دل اظهار دارم تا به دل یا بد مکان

 

هر شبی از یک کناری چون خبر آید به گوش                   ملتی از ما به زیر ظلم دشمن داده جان

 

در چچن پیر و جوان با خاک و خون غلتیده اند                 کودکان بوسنیایی زیر خمپاره نهان

 

در فلسطین مسجد و محراب رنگینند به خون                 هند ومصر و الجزایر هم نداریم ما امان

 

وحدت و یکپارچگی را برده از افغان ما                            تفرقه ایجاد کرده دشمن خونخوار مان

 

کفر شد یک ملت و گشتیم هزاران فرقه ما                     تا هزاران لقمه باشیم جای گیریم در دهان

 

اختلاف لا یجوز و جاز بر ما سایه کرد                             تا به عیش و راحتی خوابد اروپا شادمان

 

چونکه عامل نیستیم قانون قرآن عزیز                           ور نه بنگر قرن اول قهرمان بودیم چسان

 

امر بر وحدت شدیم از جانب پروردگار                           در عمل بر عکس کردیم زین سبب  دیدیم زیان

 

کاش به گوش هر مسلمان می رسید این درد و آه          کز دل حافظ برون شد چون ندای عاشقان

جمعه 17 آذر 1391 :: 16:27 :: نويسنده : quranvsunat

 

ای منزل تاریک و تنگ فرزند بابا آدمم                   هم امت سردار دین و آن نبی خاتمم

امشب تورا مهمان شدم روحم چو رفت بی جان شدم    از زندگی آرام شدم فرزند بابا آدمم

بر شانه ات کردم خطا بودم همانا بی وفا                  بر من متاز ترس از خدا فرزند بابا آدمم

از من شدند جویا نکیر و منکر آن مأمور حق             کردند مرا چرخ و فلک فرزند بابا آدمم

بودم عزیز روی زمین شیطان بود اندر کمین          چون کینه داشت بر من دین فرزند بابا آدمم

اعمال تورا یاری کند هم از تو بیزاری کند                احساس شرمساری کند فرزند بابا آدمم

گشتم اسیر منزلم آرمانها ماند بر دلم                      مشتی زخاک شد حاصلم فرزند بابا آدمم

ای آدمی بر خود مناز آماده باش و خود بساز         بر دین و قرآنش بناز فرزند بابا آدمم

آخر پشیمانی چه سود گر جمع گردد تار و پود        تأخیر مکن بر خیز تو زود فرزند بابا آدمم

گر چشم بندی آن زمان هر چه تورا بودش همان       گر عاقلی چیزی بدان فرزند بابا آدمم

ای بنده ی یزدان پاک آن ساخت و ساز تو زخاک       عذاب قبر است بیمناک فرزند بابا آدمم

شاه و گدا در زیر خاک بر کس نباشد هیچ باک          جز رب همه نیست و هلاک فرزند بابا آدمم

برکشت و کارت سود بود محبوب زتو خوشنود بود      آن امتحانت زود بود فرزند بابا آدمم

تبلیف جهاد یاری کند هم از تو بیزاری کند               از فتنه بیزاری کند فرزند بابا آدمم

روزی به آن سو می روی احضار به دربار می شوی      در آن حضور خوار می شوی فرزند بابا آدمم

پرسند چه کردی در جهان ای بنده ی نا مهربان             اقرار کن خود بر زبان فرزند بابا آدمم

تحقیق فقط از تو شود هرچه که داشتی رو شود               هر ذره موبه مو شود فرزند بابا آدمم

ای آدمی ترس از خدا بر عهد اسلام کن وفا                  پرهیز کن تو از خطا فرزند بابا آدمم

 

یکشنبه 05 آذر 1391 :: 17:28 :: نويسنده : quranvsunat

 

فضایل ماه محرم :

1- زياد روزه گرفتن در ماه محرم مستحب است.

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «أفضل الصيام بعد رمضان شهر الله المحرم، أفضل الصلاة بعد الفريضة صلاة الليل». مسلم (1163).

یعنی: «بهترين روزه بعد از ماه رمضان روزه ماه محرم و بهترين نماز بعد از نمازهاي فرض نماز شب است».

2- روزه گرفتن در روز تاسوعا (نُهم محرم) و عاشورا (دهم محرم) مستحب است.

از پيامبر صلی الله علیه وسلم درباره روزه روز عاشورا سؤال شد؟ فرمودند: «يکفر السنة الماضية».

یعنی: «گناهان سال گذشته را از بين مي‌برد». مسلم (1162).

و در مورد روزه تاسوعا فرمود: «فَإِذَا كَانَ الْعَامُ الْمُقْبِلُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ صُمْنَا الْيَوْمَ التَّاسِعَ».

یعنی: «هرگاه سال آينده فرا رسيد إنشاء الله روز نهم را نيز روزه خواهيم گرفت«. مسلم (1916).

پنج‌شنبه 02 آذر 1391 :: 10:00 :: نويسنده : quranvsunat

 

شاید جاى تعجب باشد كه چطور میشود در آن روزى كه جانها گداز بُوَد، بتوان افلام جنسى را تماشا كرد، ولى این حقیقت هست، داستان واقعى پایین را بخوانید تا باور كنید.

پدر همراه یك شیخ و بقیه همراهان براى شستن متوفى پسر جوانش حاضر شده بودند تا اینكه آن جوان را شسته و دفن كنند. آن شیخ كه مسئول شستن متوفى بود دستور داد تا آنرا از لباسش مجرد كنند ولى عورتش را با پارچه اى بپوشانند تا اینكه شروع به شستنش كنند.

 

 هنگام برداشتن لباس مرده، توجه آنها به دستمال خونالودى افتاد كه دست راست مرده را پیجانده بود ولى هنگامى كه سراغ برداشتن آن دستمال رفتند پدر متوفى بر سر آنها داد و فریاد زد و شرط كرد كه براى شستن پسرش هیچكس حق ندارد كه آن دستمال را بردارد. شیخ مسئول درك كرد كه یك رازى در آن دستمال نهفته هست ولى بهر حال براى شستن آن مرده بایست آن دستمال برداشته شود، پس در خفاء به همكارانش گفت كه هنگام شستن آب زیادى را روى آن دستمال بریزید تا خودبخود از جایش كنده شود. پس او را شستند و آب زیادى را بر روى دست پیچیده شده ریختند و بمحض اینكه آن دستمال شل شد آنرا از جایش بر كند. پدر پس از اینكه دید آنها دستمال را برداشتند بر سر آنها پرخاش كرد و داد و فریاد كشید ولى پس از مدتى به گریه افتاد و به آنها گفت كه حقیقت را براىیشان بازگو خواهد كرد تا درس عبرتى باشد براى دیگران.

 

او گفت كه دیشب هنگامى كه پسرم وارد خانه شد، من و مادرش كه در حال شام خوردن بودیم به او تعارف كردیم كه همراه ما بیاید و شام میل كند ولى با عصبانیت جواب داد كه من میروم توى اتاقم و به نوكر خانه بگویید كه غذایم را توى اتاقم بیاورد. سپس رفت توى اتاقش و در را قفل كرد. نوكر غذاىش را آماده كرد و رفت كه غذا را نزد او ببرد ولى هر چه در میزد كسى در را باز نمیكرد. من و مادرش نگران شدیم و ما نیز هر چند در میزدیم او در را باز نمیكرد. بسیار نگران شدیم و فهمیدیم كه حتما اتفاقى افتاده است، پس قفل در را شكستیم و وارد اتاقش شدیم، ولى منظره اى كه دیدم مرا بسیار مبحوت كرد و اى كاش آنرا ندیده بودم !

 

پسر در حال تماشاى تلفزیون و در حالى كه ریموت تلفزیون در دست داشت فوت كرده بود، ولى مصیبت بد تر از آن این بود كه او در حال تماشاى فیلم مبتذل و جنسى جان خود را از دست داده بود. من رفتم كه ریموت را از دستش بردارم ولى هر چه سعى كردم نتوانستم تا اینكه فهمیدم اصلا ممكن نیست. پس براى حفظ آبروى خودم و پسرم، چاقویى آوردم كه دستش را ببرم، ولى پس از اینكه كمى آنرا بریدم بسیار خون از آن جارى میشد و رحمت و شفقت پدریم سبب شد كه ادامه ندهم، ولى تا آنجاییكه توانستم اطراف ریموت كه خارج از كف دستش بود را بریدم ولى قسمتى از آن همانطور كه الآن میبینید هنوز در دستش باقى است و نمیشود دستش را باز كرد و آنرا بیرون آورد.

 

سپس آنها مرده را شستند و با همان ریموت انرا دفن كردند تا روز قیامت !

 

انتهاى داستان

 

پیامبر صلى الله علیه و سلم در حدیث صحیح فرموده است که: "یبعث المرء على ما مات علیه" یعنى: "هر شخصى بر همان حالتى كه مرده باشد (در روز قیامت) بر میخیزد."

 

پس خودتان قضاوت كنید كه این جوان در روز قیامت در چه حال و احوالى برمیخیزد ! بدون شك در حال تماشا كردن آن فیلم مبتذل، ولى با گریه و زارى نه با لذت جنسى ! مگر اینكه خداوند از روى لطف و رحمتش او را مغفرت و ستر كند.

 

خداوندا، همه گناهان ما را مغفرت و ستر كن و ما را از سوء خاتمه نجات بده، آمین. 

سه‌شنبه 30 آبان 1391 :: 11:29 :: نويسنده : quranvsunat

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (يا معشر الشباب من استطاع منکم الباءة فلتزوج، فإنه أغض للبصر و أحصن للفرج، و من لم يستطع فعليه بالصوم، فإنه له وجاء) «اي جماعت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج را دارد ازدواج کند؛ زيرا ازدواج بهتر چشم را (از حرام) مي‌پوشاند و بهتر فرج را (از حرام) محافظت مي‌کند، و کسي که نتوانست (ازدواج کند) بايد روزه بگيرد؛ چون روزه شهوت جنسي او را کم مي‌کند».متفق عليه: بخاری (5066)، مسلم (1400)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (تنکح المرأة لأربع: لمالها، و لحسبها و لجمالها، و لدينها، فاظفر بذات الدين تربت يداک)«زن بخاطر چهار چيز براي ازدواج انتخاب مي‌شود : مال و دارائي، اصل و نسب، زيبائي و ديانت؛ پس زن ديندار را انتخاب کن، دستهايت خاک‌آلوده شود».متفق عليه: بخاری (5090)، مسلم (1466)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (تزوجوا الودود الولود فإني مکماثر بکم الأمم) «با زنان محبت‌گر و بچه‌‌زا ازدواج کنيد؛ چون من در ميان امت‌ها به کثرت شما افتخار مي‌کنم».ابوداود (2035)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم ‌فرمود :(إذا ألقي الله في قلب امري خطبة امرأة، فلابأس أن ينظر إليها) «اگر خداوند خواستگاري زني را به قلب کسي القا کرد، باکي نيست که به او نگاه کند».ابن ماجه (1864)

****************************

از مغير بن شعبه روايت است: نزد پيامبر  صلی الله علیه وسلم رفتم و با او درباره زني که قصد خواستگاريش داشتم صحبت کردم، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (إذهب فانظر إليها، فإنه أجدر أن يؤدم بينکما) «برو او را نگاه کن چون اين امر رابطه بين شما را پايدارتر مي‌کند».نسایی (69/6) و ترمذی (1093)

****************************

ابن عمر رضی الله عنه گفت : (نهي النبي صلی الله علیه وسلم  أن يبيع بعضکم علي بيع بعض، و لايخطب الرجل علي خطبة أخيه حتي يترک الخاطب قبله، أو يأذن له الخاطب). «پيامبر صلی الله علیه وسلم  از اينکه بعضي از شما بر معامله ديگري وارد شود، و يا اينه از زني خواستگاري کند که قبلاً برادرش (شخص ديگري) از او خواستگاري کرده، نهي کرده است مگر اينکه خواستگار اول منصرف شود يا به او اجازه دهد».بخاری (5142)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (أيما امرأة لم ينکحها الولي فنکاحها باطل، فنکاحها باطل، فنکاحها باطل، فإن أصابها فلها مهرها بما أصاب منها، فإن اشتجروا فالسلطان ولي من لا ولي له) «هر زني که ولي او را ازدواج ندهد ازدواجش باطل است، ازدواجش باطل است، ازدواجش باطل است، پس اگر شوهرش با او نزديکي کرد بايد مهريه‌اش را به سبب نزديکي با او پرداخت کند، و اگر با هم مشاجره کردند حاکم سرپرست کسي است که سرپرست ندارد».ابن ماجه (1879)

****************************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لانکاح إلا بولي و شاهدي عدل) «ازدواج بدون ولي و دو شاهد عادل صحيح نيست».صحیح ابن ماجه (7557)

****************************

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (لاتنکح الأيم حتي تستأمر، ولاتنکح البکر حتي تستأذن، قالوا : يا رسول الله و کيف إذنها؟ قال : أن تسکت) «بيوه تا از او دستور نگرفتند ازدواج داده نشود، و دوشيزه هم تا از او اجازه گرفته نشود، به ازدواج کسي داده نشود. گفتند : اي رسول خدا، اجازه (رضايت) بکر چگونه است؟ فرمود : اين است که ساکت بماند». صحیح ابن ماجه (2100)

****************************

 

از خنساء بنت خدام أنصاري روايت است: (أن أباها زوجها و هي ثيب، فکرهت ذلک، فأتت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرد نکاحها). «او بيوه بود و پدرش بدون رضايت او، او را به عقد کسي درآورد، نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  رفت و نکاحش را باطل کرد». مسلم (886)

 


پنج‌شنبه 25 آبان 1391 :: 10:03 :: نويسنده : quranvsunat

2043

کودکان آنگونه زندگی می کنند که آموخته اند...

اگرکودکی باانتقاد زندگی کند: می آموزد که محکوم کند.

اگرکودکی باعنادودشمنی زندگی کند:  می آموزد که ستیزه جو باشد.

اگرکودکی باترس زندگی کند:  می آموزد که بهراسد.

اگرکودکی با احساس ترحم زندگی کند:  می آموزد که احساس بدبختی کند.

اگرکودکی باتمسخرزندگی کند:  می آموزدکه متزلزل باشد.

اگرکودکی باحسادت زندگی کند:  می آموزد که حسودباشد.

اگرکودکی باشرمندگی زندگی کند:  می آموزدکه احساس گناه کند.

اگرکودکی باآگاهی برتوانایی هایش زندگی کند:   می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد.

اگرکودکی باعشق بدون قیدوشرط زندگی کند:  می آموزد که عشق بورزد.

اگرکودکی باتأیید زندگی کند:  می آموزد که خویشتن رادوست بدارد

اگرکودکی بابینش وشناخت زندگی کند:  می آموزد که در زندگی هدف داشته باشد.

اگرکودکی باتعاون زندگی کند:  می آموزد که سخاوتمند باشد.

اگرکودکی باصداقت وانصاف زندگی کند:  می آموزد که راستگو ودرستکارباشد.

اگرکودکی بااحساس امنیت زندگی کند:  می آموزد که به خود واطرافیانش اعتماد داشته باشد.

اگرکودکی بادوستی ومهربانی زندگی کند:  می آموزد که زندگی را زیبا ببیند.

اگرکودکی بابردباری زندگی کند:   می آموزد که صبورباشد.

اگرکودکی باتشویق بجا زندگی کند:  می آموزد که قدردانی کند.

اگرشمابا آرامش زندگی کنید:   کودک شما می آموزد که بدون اضطراب زندگی کند.

راستی کودک شما چگونه زندگی می کند؟...

یکشنبه 21 آبان 1391 :: 11:24 :: نويسنده : quranvsunat

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏

قلب جایگاه ایمان :

خداوند عزوجل به فضل و کرم خود، دلها را به اختیار خویش قرار داده که هر طور خواست آنها را دگرگون کند. تنها اوست که ایمان را در قلوب بندگان مؤمن و پرهیزگارش می اندازد؛ چنانچه می فرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ (7) فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ » [الحجرات: 7، 8] . یعنی: بدانيد كه پيغمبر خدا در ميان شما است ( قدر او را بدانيد و بدو احترام بگذاريد). هرگاه در بسياري از كارها از شما اطاعت كند، به مشقت خواهيد افتاد. اما خداوند ايمان را در نظرتان گرامي داشته است و آن را در دلهايتان آراسته است، و كفر و نافرماني و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است، فقط آنان (كه داراي اين صفات هستند، يعني ايمان در نظرشان محبوب و مزيّن، و كفر و فسق و عصيان در نظرشان منفور و مطرود است) راهيابند. اين، لطف و نعمتي از سوي خدا است (كه بدانان ارزاني داشته است) و خداوند داراي آگاهي فراوان و فرزانگي بيشمار است ( و مي داند چه كسي شايسته هدايت، و بايسته مرحمت و نعمت است) .

رسول الله صلی الله علیه وسلم درین مورد می فرماید:‌ (الإسلام علانية والإيمان في القلب) رواه أبو يعلى. یعنی: اسلام آشکار و ظاهر بوده و ایمان در قلب قرار دارد.[1]

 آنگاه که قلب با ایمان اعمار گردد، تمام حواس، جوارح و مشاعر به سوی نیکی و عمل صالح به حرکت می افتد؛ چون قلب محور اعتماد بوده و امر و نهی می کند و اعضای دیگر پیرو او هستند. رسول الله صلی الله علیه وسلم از این مقام قلب چنین تعبیر کرده اند:‌ «أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ» [صحيح البخاري 1/ 56]. یعنی: آگاه باشيد که در جسم پارهء گوشتي است که اگر درست شود، همهء جسد درست و صالح ميگردد و اگر فاسد گردد تمام جسم فاسد مي گردد و بدانيد که آن قلب است.

هر اندازه که ایمان در قلب نهادینه گردد، نیروی خیر خواهی در وجود پرورش میابد و سینه مؤمن به سوی اعمال صالح فراوانی فراخ می گردد و این گونه چرخش پیدا می کند.

 

نیازمندی دلها به تجدید ایمان:‌

 مسلمان همیشه به غذای روحی جدیدی نیاز دارد تا دلش را به شارژ های ایمانی شارژ نموده و و سینه اش را برای پیشقدمی در میدان اعمال صالحه فراخ گرداند. اگر مسلمان از غذای قلبش غافل شود، سست و مریض شده و قلبش می میرد؛ خداوند تبارک و تعالی تأثیر ایمان را در قلبها چنین بیان می کند: «وَمَن يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ والله بكل شيء عليم» (التغابن: 11). یعنی: و هر كس كه به خدا ايمان داشته باشد، خدا دل او را ( به ثبات و آرامش، و خوشنودي به قضا و قدر الهي مي رساند و ) رهنمود مي گرداند ، و خداوند از هر چيزي كاملاً آگاه است.

خداوند متعال به سبب اعمال نیکو، نور و روشنایی را به قلب مؤمن داخل می کند تاکه انشراح صدر به میان آمده و دل مؤمن خنک گردد؛ پس انسان مؤمن، نسبت به دنیا زاهد شده و برای آخرت عمل نموده و به ملاقات پروردگارش آمادگی می گیرد.

از دلایل این مورد، فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم است که می فرماید:‌ «التجافي عن دار الغرور، والإنابة إلى دار الخلود، والاستعداد للموت قبل نزول الموت» (رواه ابن أبي الدنيا والحاكم في مستدركه). یعنی: فاصله گرفتن از زندگی فریبنده و رجوع به دار همیشگی و آمادگی برای مرگ پیش از فرارسیدن مرگ.[2]

خداوند می فرماید: «أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ» (الزمر: 22). یعنی: آيا كسي كه خداوند سينه اش را براي پذيرش اسلام گشاده و فراخ ساخته است و داراي ( بينشي روشن از ) نور پروردگارش مي باشد ( و در پرتو آن ، راه را از چاه تشخيص مي دهد ، همچون كسي است كه هدايت الهي در سايه اسلام پرتوي به دل او نيفكنده است و درونش با ايمان تابان نشده است ؟ ! ) . واي بر كساني كه دلهاي سنگيني دارند و ياد خدا بدانها راه نمي يابد ( و قرآن يزدان در آنها اثر نمي گذارد ! ) . آنان واقعاً به گمراهي و سرگشتگي آشكاري دچارند .

برخی وسایل تجدید ایمان قرار ذیل اند:‌ ذکر، دعا، احساس عظمت خداوند، تدبر به مخلوقات الله متعال،‌ یاد مرگ،‌ زیارت قبور، دوستی با اهل ایمان و همراهی با صالحان.

 

 گناهان ایمان را ضعیف ساخته و دلها را بیمار می سازد:

 گناهان و معاصی ایمان را در قلوب ضعیف می سازد و دلها را به امراض و آفات عدیده دچار می کند مثل: سنگدلی، سختگیری، انکار حق، پیروی از خواهش های نفسانی، غرور، محبت دنیا و مال، فخر فروشی، تنبلی در انجام عبادات و اعمال صالحه، بد اخلاقی و انحراف از راه مستقیم. خداوند تبارک و تعالی در آیات زیاد قرآنی به این خطر اشاره نموده؛ چنانچه می فرماید:‌

«أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ» (المائدة: 41). یعنی: آنان كسانيند كه ( در ضلال و عناد اسراف كرده اند و) خداوند نمي خواهد دلهايشان را ( از كثافت كفر و شرك ) پاك گرداند.

«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ المَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» (البقرة: 74). یعنی: پس از آن ، دلهاي شما سخت شد ، همچون سنگ يا سخت تر از سنگ . و پاره اي از سنگها است كه از آن نهرها مي جوشد ، و پاره اي از آنها است كه مي شكافد و آب از آن بيرون مي آيد ، و پاره اي از آنها است كه از ترس خدا فرو مي ريزد . و خدا از آنچه مي كنيد بي خبر نيست .

« فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً» (المائدة: 13). یعنی: امّا به سبب پيمان شكني ايشان ، آنان را نفرين كرديم و از رحمت خود محروم داشتيم و دلهايشان را سخت نموديم ( به گونه اي كه دليل و اندرز بدان راه نمي يافت ) .

رسول معظم اسلام تأثیرگناه بر قلوب چنین بیان می کند: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْبًا كَانَتْ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فِي قَلْبِهِ، فَإِنْ تَابَ وَنَزَعَ وَاسْتَغْفَرَ صَقُلَ مِنْهَا قَلْبُهُ، وَإِنَّ زَادَ زَادَتْ حَتَّى يُغَلَّفَ بِهَا قَلْبُهُ، فَذَلِكَ الرَّانُ الَّذِي ذَكَرَ اللهُ فِي كِتَابِهِ {كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ} [المطففين: 14» [شعب الإيمان 9/ 373]. یعنی: هر گاه مؤمن مرتکب گناهی شود، یک نقطه سیاه در قلبش به وجود می آید، اگر توبه و استغفار نموده و از آن دست بردارد، قلبش صیقل داده می شود و اگر زیاد گناه کرد، سیاه قلبش نیز زیاد شده تاکه قلب او را فرا می گیرد؛ این است زنگاری که خداوند در کتابش بیان می کند ( نه چنان است؛ بلکه زنگاریست که در نتیجه اعمال، به قلب های شان جا گرفته است.)[3]

و نیز رسول الله صلی الله علیه وسلم اثر فتنه ها را بر دلها بیان می دارد و می فرماید: «تُعْرَض الفتن على القلوب كعرض الحصير عودًا عودًا، فأي قلب أشربها نكتت فيه نكتة سوداء، وأي قلب أنكرها نكتت فيه نكتة بيضاء حتى تعود القلوب إلى قلبين: قلب أسود مرباد كالكوز مجخيًّا لا يعرف معروفًا ولا ينكر منكرًا بما أشرب من هواها، وقلب أبيض لا تضـره فتنة ما دامـت السماوات والأرض» (رواه مسلم). یعنی: فتنه ها بر دلها مانند چوب های بوریا پهن می گردد؛ فتنه به هر قلبی که وارد شود، یک نقطه سیاهی به آن پیدا می گردد و هر قلبی که از فتنه رهایی یابد، یک نقطه سفید بر قلبش به وجود می آید؛ تاکه قلبها دو قسم می شوند:‌ یکی قلب سیاه خاکستری که به کوزه سرنگون شده می ماند و هیچ معروفی را نشناخته و از منکری که نفسش خواهش می کند، دست بر نمی دارد، و دیگری قلب سفید و درخشانی است که تا زمین و آسمانها باقی است، هیچ فتنه به آن ضرر رسانده نمی تواند.

 

چگونگی تقویت ایمان در دلها:

برای این که ایمان در قلب ضعیف نشود، بر مسلمان لازم است که ذکر خدا و دعا را زیاد انجام دهد؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما دستور می دهد:‌ «إن الإيمان يخلق في جوف أحدكم كما يخلق الثوب، فأسألوا الله أن يجدد الإيمان في قلوبكم». یعنی: ایمان در قلب های شما مانند لباس کهنه می شود؛ پس از خداوند بخواهید که ایمان را در قلب های شما تجدید نماید.[4]

رسول الله نیز می فرمایند:‌ «ما من القلوب قلب إلا وله سحابة كسحابة القم ، بَيْنًا يُضِيء، وإذا علت عليه سحابة فأظلم، وإذا تجلت عنه أضاء». یعنی: هیچ قلبی نیست مگر این که ابری بر آن گماشته شده است؛ هر گاه ابری بر آن سایه افگند،‌ تاریک می گردد و آنگاه که ابری کنار رود، قلب روشن می گردد.[5]

و می فرمایند:‌ «إن القلب ليصدأ كما يصدأ الحديد وجلاؤه ذكر الله» (رواه البيهقي). یعنی:  قلب مانند آهن زنگار می گیرد و صیقل آن ذکر خداوند متعال می باشد.[6]

 

برخی وسایل تقویت ایمان در قلوب که علماء و دعوتگرانی که به تربیت روحی اهتمام می ورزند، توصیه می نمایند:

-    بر پایی بسیار نماز،‌ به خصوص در نیمه شب.

-

یکشنبه 21 آبان 1391 :: 11:16 :: نويسنده : quranvsunat

نصیحتم به تو ...

اینست که همه این نداها را که تو را به بی‌حیایی و عریانی و بی‌حجابی فرا می‌خوانند را رد کرده و به آنها بدیده حقارت و پستی بنگر، و به آنچه که خداوند برای امهات المؤمنین پسندیده که در خانه بمانند و بی‌پردگی دوران جاهلیت را ترک کنند راضی شوی. آنگونه که در قرآن می‌فرماید: [الأحزاب: 33] «و در خانه‌هایتان بمانید و مانند دوران جاهلیت نخست بی‌حجابی نکنید». و این که زندگی ستروپوشش را بر زندگی عریانی و بی‌حیایی برتری دهی. و بدان که زیباترین چیز نزد دختران شرم و حیاست، و حیا به حجاب بستگی دارد.

و اگر از آن دست برداری شرم و حیا را از دست خواهی داد، و اگر حیا را از دست دادی حتما هرچه خوبی و زیباییست را نیز از دست داده و خدای ناخواسته شیطانی خواهی گشت در لباس زن، و اما نصیحتم به آنانی که فریب ادعاهای گمراه‌کننده دشمنان اسلام و دشمنان عفت و پاکدامنی و حیا را خورده و در منجلاب بی‌حجابی و بی‌حیایی و لختی و عریانی افتاده اند، نصیحتم به آنان اینست که از خواب غفلت بیدار گشته و به پروردگارشان بازگشته و توبه کنند، و اگر مسلمان واقعی اند آنچه خداوند به پوشیدن آن امر کرده را بپوشند و نخستین چیزی را که باید بپوشند همان چهره است که همه زیبایی و جمال زن در آن نهفته و باعث هر فتنه‌ایست.

و بداند که تمدن و پیشرفت در پرده‌برداشتن از چهره و اماکن زیبایی و زینت آنگونه که کالا را پیش روی هر رهگذری می‌گذارند نیست، بلکه این همان سقوط و سرازیری به سوی پستی و ذلت است. و بداند که همه دعوات آزادی مزعوم چیزی جز دعوت به رهایی از اخلاق و آداب و ترک ارزش‌ها والگوهای نیک و اصول والای انسانی و افتادن در شر و فساد نیست، تا چرا گاهی برای انظار و سفره‌ای باز برای اصحاب شهوت و هوس گردد.

و موت و سکرات آن و قبر و تاریکی اش و روز حشر و سختی‌ها و شدائد آن و آتش و بند و زنجیر آن را بیاد آورد، و همچنین وقوف خود نزد خداوند را بیاد آورد و چه دلیلی خواهد داشت، و چگونه در باره اعمال خلاف اسلام و ایمان و پروردگار و روز قیامت خود به خالق و پروردگارش پاسخ خواهد داد.

این همان چیزی بود که به هر زن مسلمانی گوشزد کردم، پس از این هرکه خواست از سخن من پند گیرد یا ملال. _. [فصلت: 46] «و پروردگارت بر بندگان ستم نمی‌کند». _. [آل عمران: 99] «و نه خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل است».

خداوند همه را به آنچه که دوست دارد و می‌پسندد توفیق دهد.

 

 

یکشنبه 21 آبان 1391 :: 11:10 :: نويسنده : quranvsunat

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند : ایمان هفتاد واندی شعبه دارد ، وما در زیر این شعبه جات را ذکر نموده ایم:

1 = ایمان و اعتقاد به الله عزوجل داشتن.

2 = به تمام پیامبران علیهم السلام ایمان داشتن.

3 = ایمان به فرشتگان.

4 = ایمان به قرآن ودیگر کتابهای آسمانی.

5 = ایمان به خوب بد تقدیر.

6 = ایمان به قیامت .

7 = ایمان به بر انگیخته شدن بعد از مرگ وحشر ونشر شدن.

8 = ایمان به جمع شدن مردم در میدان عرصات بعد از زنده شدن وبیرون شدن از قبرها.

9 = ایمان به این که بهشت خانه مومنان ودوزخ خانه کافران است.

10 = دوستی و محبت با الله مهربان.

11 = ترس از الله متعال.

12 = امید به الله متعال داشتن.

13 = توکل بر الله داشتن ودر هر چیزتسلیم دستورات او بودن.

14 = دوستی ومحبت با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم.

15 = احترام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را داشتن وایشان را بزرگوار ومعظم دانستن.

16 = دوست داشتن دین و متحمس بودن نسبت به آن .

17 = یادگیری علم دین.

18 = رساندن وانتشار علم دین.

19 = بزرگ دانستن قرآن واحترام قایل بدون نسبت به آن.

20 = طهارات وپاکی.

21 = خواندن نماز.

22 = پرداخت زکات .

23 = روزه.

24 = اعتکاف.

25 = انجام حج وعمره.

26 = جهاد فی سبیل الله.

27 = مرز بانی و پاسداری مرزهای سرزمین اسلامی.

28 = در میان جهاد و مبارزه با دشمن اسلام استقامت نمودن و

فرار نکردن.

29 = پرداخت خمس یعنی یک پنجم مال غنیمت به رهبرحکومت اسلامی ویا ماموران حکومت اسلامی.

30 = آزاد کردان برده برای فقط برای رضای الله مهربان.

31 = پرداخت تمام کفارات و جرمانه های مالی که بر انسان بنا بر گناهان و یا سوگندها واجب می گردد.

32 = وفای به عهد وپیمان ها.

33 = به یاد نعمات الهی بودن وشکر آنها را بجا آوردن.

34 = زبان خویش را کنترل و حفاظت نمودن.

35 = امانتداربودن وامانتهای مردم به آنها پرداخت نمودن.

36 = پرهیزازقتل انسانهای بی گناه وجنایت بر افراد .

37 = شرم گاه خویش را از کارهای خلاف شرع و نامشروع حفظ نمودن.

38 = دست درازی به مال مردم نکردن و خود را از عمل زشت دزدی بدور داشتن.

39 = حلال خور بودن واز خورد و نوش چیزهای حرام و مشکوک و یا خورد نوش به روشهای غیر شرعی پرهیز نمودن.

40 =از لباس و ظروف مجاز شرعی و با روش و شمایل بیان شده از جانب اسلام استفاده نمودن واز لوازم ،ظروف ولباس های غیر شرعی استفاده ننمودن.

41 = از بازیها و سرگرمیهای ناجایز و حرام پرهیز نمودن.

42 = میان روی در انفاق و پرهیز از خوردن مال حرام .

43 = ترک کینه وحسد نسبت به دیگران.

44 = حرام بودن ریختن آبروی دیگران و پرهیز از این عمل زشت.

45 = اخلاص در اعمال و ترک ریا.

46 = با انجام نیکیها شاد شدن وبا ارتکاب گناهان ناراحت شدن.

47 = از هر گناهی توبه نمودن.

48 = قربانی و دیگر حیواناتی که شریعت اسلام کشتن و ذبح نمودن آنها رادستور داده از قبیل عقیقه وغیره را رعایت نمودن و برای الله مهربان این کار را انحام دادن .

49 = ازدستورات موافق با شرع رهبران و امیران پیروی نمودن.

50 = باجماعت مسلمانان بودن واز اختلاف و پراکندگی بدور بودن.

51 = برمردم با عدل وانصاف رهبری و حکومت نمودن ودر قضاوتها انصاف را رعایت نمودن.

52 = امر به معرذوف و نهی از منکر نمودن.

53 = تعاون وهمکاری نمودن در کارهای نیک و خیر.

54 = شرم وحیاء داشتن و خود را با این صفت زیبا آراستن.

55 = نیکی به پدر ومادر.

56 = بر قراری روابط خویشاوندی.

57 = خوش اخلاقی.

58 = نیکی نمودن به غلامان وبردگان زیر دست.

59 = رعایت نمودن حق آقایان و صحابان (از جانب بر دگان).

60 = رعایت حقوق فرزندان وخانواده.

61 = با اهل دین دوستی نمودن وبا آنها همراه ونزدیک بودن وسلام وعلیک نمودن.

62 = جواب سلام دیگران را دادن.

63 = به عیادت بیماران رفتن.

64 = بر مسلمانان نماز جنازه خواندن.

65 = جواب عطسه زننده ای که الحمد لله گفت دادن..

66 = از کفار و مفسدین دوری نمودن وبا آنها سخت و خشن نمودن.

67 = اکرام همسایه.

68 = اکرام مهمان.

69 = پرده پوشی گنه کاران نمودن.

70 = بر مشکلات و انجام عبادات و در مقابل شهوات صبر نمودن.

71 = بی  رغبت بودن نسبت به دنیا وآرزوهای اندک دنیوی داشتن.

72 = با غیرت بودن ودیوث نبودن.

73 = از لغویات پرهیز نمودن.

74 = سخاوت مند بود.

75 = برکوچکان رحم واحترام بزرگان را نگه داشتن.

76 = در میان افراد صلح بر قرار نمودن وقهرو ناراحتیها را از بین بردن.

77 = هر آنچه از خیر و خوبی برای خویش می پسندد برای برادر دینیش نیز بپسندد و هر چیز برای خویش نمی پسندد برای برادر خویش هم نپسندد که می شود چیزهای تکلیف را از راه دور کردن را نیز جزء همین قرار داد.

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران