|
قرآن وسنت درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب نويسندگان دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: 13:25 :: نويسنده : quranvsunat
نماز جلوگری میکند از فحشا و منکر دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: 12:49 :: نويسنده : quranvsunat
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم الدین و اما بعد : مطلب اول: حال و وضع همسران دنیا در سرای آخرت هر گاه فرد مؤمنی وارد بهشت شود، اگر همسر دنیایی ایشان صالحه و مؤمنه باشد، در بهشت نیز همسر او خواهد بود. «جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِمْ» الرعد: ٢٣ ((این عاقبت نیکو) باغهای بهشت است که جای ماندگاری (سرمدی و زیستن ابدی) است، و آنان همراه کسانی از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد میشوند). اهل بهشت همراه همسران خود هستند، و در زیر سایههای بهشت با شادی و خوشی استراحت میکنند. «هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِک مُتَّکؤُونَ» یس: ٥٦ (آنان و همسرانشان در زیر سایههای پر و فراخ، بر تختها تکیه زدهاند). «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُکمْ تُحْبَرُونَ» الزخرف: ٧٠ (شما و همسرانتان به بهشت درآئید، در آنجا شادمان و شادکام و مکرّم و محترم خواهید بود). مطلب دوم: زنان همراه آخرین شوهر دنیایی هستند ابو علی حرانی در «تاریخ الرقة» از میمون بن مهران روایت میکند: (معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه جهت ازدواج با ام درداء از ایشان خواستگاری کرد. ام درداء از ازدواج با وی خودداری کرد و گفت: از ابو درداء شنیده ام که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند: « المرأة فی آخر ازواجها، او قال: لاخر ازواجها» (زن در بهشت با آخرین شوهر خود همراه است). راویهای این سند غیر از عباس بن صالح که ناشناس است همه معتبر هستند، ابو شیخ در «التأریخ» به سندی صحیح و مرفوع آن را روایت کرده است، و طبرانی نیز به سندی ضعیف آن را در «معجم الوسط» گزارش داده است، اما در مجموع طرق خود قوی و قابل استناد است و دو شاهد نیز از آثار موقوفه به شرح زیر دارد: نخست: ابن عساکر از عکرمه نقل میکند: (اسماء دختر ابوبکر همسر زبیر بن عوام بود. ابن عوام خشن و تند با اسماء برخورد میکرد. اسماء نزد پدرش حضرت ابوبکررضی الله عنه آمد و از دست شوهرش شکایت کرد. پدرش گفت: صبر کن، زیرا اگر زنی شوهر صالحی داشته باشد و پیش از همسرش فوت کند و همسرش بعد از وی ازدواج نکند، آن دو در بهشت با هم خواهند بود). رجال این سند صحیح است، اما در سلسلهی آن «مرسل» وجود دارد، زیرا عکرمه ابوبکر را ندیده است، لذا ممکن است که آن را از اسماء گرفته باشد. شاهد دوم: بیهقی در «السنن» گزارش زیر را نقل میکند: «ان حذیفة قال لزوجته: ان شئت ان تکونی زوجتی فی الجنة فلا تزوجی بعدی، فان المرأة لآخر ازواجها فی الدنیا» بصورت مختصر از سلسله الاحادیث الصحیحه:1281. (حضرت حذیفه خطاب به همسرش گفت: اگر دوست داری که در بهشت نیز همسر من باشی، بعد از مردن من ازدواج نکن. زیرا زن در بهشت از آن آخرین شوهر دنیا خواهد بود). آری، به همین دلیل خداوند به همسران رسولالله صلی الله علیه وسلم ازدواج بعد از وی را حرام قرار داده است، زیرا همسران رسولالله صلی الله علیه وسلم در بهشت نیز همسران وی هستند. مطلب سوم: حوریان چشم درشت خداوند علاوه بر همسران دنیوی از حوران بهشتی نیز به نکاح مردان اهل بهشت درمیآورد: «کذَلِک وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ» الدخان: ٥٤ (بهشتیان این چنین هستند و زنان بهشتی سیاهچشم با چشمان درشت را نیز به همسری آنان درمیآوریم) «حور» جمع «حوراء» است، حوراء به زنی گفته میشود که سفیدی چشمانش بسیار و سیاهیش نیز بسیار باشد. و «عین» جمع عیناء است. به معنی گشادی چشم میباشد. خداوند حوران بهشتی را با صفاتی مانند: نار پستان و هم سن و سال با شوهران وصف نموده است، میفرماید: «إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا * حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا * وَکوَاعِبَ أَتْرَابًا» النبأ: ٣١ - ٣٣ (مسلّماً پرهیزگاران، رستگاری (از دوزخ) و دستیابی (به بهشت) بهره ایشان میگردد. باغهای سرسبز، و انواع رزها (بهره ایشان میگردد). و دختران نوجوان نارپستان همسنّ و سال). « إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء * فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا» الواقعة: ٣٥ - ٣٧ (ما آنان را (در آغاز کار، بدین شکل زیبا و شمائل دلربا) پدیدار کردهایم. ایشان را دوشیزگانی ساختهایم (که پس از آمیزش، بکارت خود را باز مییابند!). شیفتگان (همسر خود، و همه جوان و طناز و) همسن و سال هستند). دوشیزه بودن آنها به این معنی است که آنها در گذشته با احدی ازدواج نکردهاند. خداوند میفرماید: «لَمْ یطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ» الرحمن: ٥٦ (و پیش از آنان کسی از انسانها و پریها با ایشان نزدیکی و مقاربت نکرده است). این معنی دیدگاه کسانی را نفی میکند که میگویند: حوران همان همسران دنیوی هستند که خداوند متعال آنها را بعد از پیری و کهولت بار دیگران جوان میآفریند. آری میپذیریم که خداوند متعال زنهای مؤمنه را در سن جوانی وارد بهشت میکند. اما آنها غیر از حورانی هستند که خداوند آنها را میآفریند. قرآن درباره حسن و جمال همسران بهشتی برای ما سخن گفته و میفرماید: «وَحُورٌ عِینٌ * کأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکنُونِ» الواقعة: ٢٢ - ٢٣ منظور از مکنون: پنهان و محفوظ است. یعنی نور خورشید، رنگهای آنها را تغییر نداده است. در جائی دیگر خداوند حوران بهشتی را به یاقوت و مرجان تشبیه کرده است، میفرمایند: «فِیهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ یطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ * فَبِأَی آلَاء رَبِّکمَا تُکذِّبَانِ * کأَنَّهُنَّ الْیاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ» الرحمن: ٥٦ - ٥٨ یاقوت و مرجان دو تا سنگ بسیار صاف و زیبا هستند، علاوه بر این، در آیه فوق حوران به «قاصرات الطرف» وصف شدهاند. قاصرات الطرف به کسانی گفته میشود که نگاهشان را فقط به همسرانشان محدود میسازند، چشم طمع به غیر از همسران خود نمی دوزند. خداوند متعال به جمال و زیبائی حوران گواهی داده است و این گواهی خداوند متعال برای تو قانع کننده باشد، میفرماید: « فِیهِنَّ خَیرَاتٌ حِسَانٌ * فَبِأَی آلَاء رَبِّکمَا تُکذِّبَانِ * حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِی الْخِیامِ» الرحمن: ٧٠ - ٧١ (در میان باغهای بهشت، زنان خوب و زیبا هستند. پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب و انکار مینمائید؟! سیاه چشمانی که هرگز از خیمهها بیرون (نمیشوند و اینجا و آنجا بدنبال کارهای ناپسند) نمیروند). زنان بهشتی مانند زنان دنیا نیستند. آنان از حیض، نفاس، مدفوع، پیشاب، آب دهن و آب بینی پاکند. خداوند چنین میفرماید: «وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ » البقرة: ٢٥ رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره زیبائی زنان بهشتی برای ما سخن گفته است، در روایتی که بخاری و مسلم از ابوهریره رضی الله عنه نقل کردهاند پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «أَوَّلُ زُمْرَةٍ تَلِجُ الْجَنَّةَ صُوَرُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَیلَةَ الْبَدْرِ لَا یبْصُقُونَ فِیهَا وَلَا یمْتَخِطُونَ وَلَا یتَغَوَّطُونَ فِیهَا آنِیتُهُمْ وَأَمْشَاطُهُمْ مِنْ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَمَجَامِرُهُمْ مِنْ الْأَلُوَّةِ وَرَشْحُهُمْ الْمِسْک وَلِکلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ زَوْجَتَانِ یرَى مُخُّ سَاقِهِمَا مِنْ وَرَاءِ اللَّحْمِ مِنْ الْحُسْنِ لَا اخْتِلَافَ بَینَهُمْ وَلَا تَبَاغُضَ قُلُوبُهُمْ قَلْبٌ وَاحِدٌ یسَبِّحُونَ اللَّهَ بُکرَةً وَعَشِیا» بخاری. کتاب: بدء الخلق، باب: ماجاء فی صفة الجنة. فتح الباری: (6/318)، مسلم و ترمذی نیز آن را روایت کردهاند. (چهرهی نخستین گروهی که وارد بهشت میشوند مانند ماه شب چهاردهم است. آنان در بهشت نه آب دهن می اندازند و نه آب بینی و نه نیازی به قضای حاجت دارند. ظروف طلایی در اختیار دارند، شانه های شان از طلا و نقره است، عرق بدن شان مانند عنبر خوشبو است و برای هر کدام از مردان اهل بهشت دو همسر هست که در اثر زیبائی و لطافت بدن، مغز استخوان پاهایشان از بیرون دیده میشود. میان اهل بهشت هیچگونه اختلاف و کدورتی وجود ندارد. دلهایشان مانند دل یک انسان است (یعنی همه همدل و خیر خواه همدیگر هستند) صبح و شام به تقدیس و تسبیح خداوند مشغولاند). به این جمال و زیبائی نگاه کن که پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن بحث رانده است، آیا در دنیا نظیری برای آن مییابید؟: «لو ان امرأة من نساء اهل الجنة اطلعت علی الارض لأضاءت ما بینها، و لملأت ما بینهما ریحا، و لنصیفها علی رأسها خیر من الدنیا و ما فیها». فتح الباری (6/15). (اگر زنی از زنان بهشت بر روی زمین ظاهر شود، میان زمین و آسمان را روشن میکند و میان زمین و آسمان را معطر میکند و نقابش از دنیا و آفریدههای آن بهتر است). تحدید کردن تعداد همسران بهشت به دو همسر، حکایت از حداقل همسران را دارد، زیرا در حدیث آمده است که شهید راه خداوند با هفتاد و دو تن از حوران بهشتی ازدواج داده میشود. در سنن ابن ماجه با سند معتبر از مقدام بن معدی کرب روایت شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «للشهید عند الله ثلاث خصال: یغفر له فی اول دفعة من دمه، و یری مقعده من الجنة، و یجار من عذاب القبر، و یأمن من فزع الاکبر، و یوضع علی رأسه تاج الوقار، الیاقوتة منها خیر من الدنیا و ما فیها، و یزوج اثنتین و سبعین زوجة من الحور العین، یشفع فی سبعین من اقربائه». مشکاة المصابیح: 3834. (شهید نزد خداوند سه مرتبه دارد: با افتادن نخستین قطره خونش مورد مغفرت قرار خواهد گرفت، جایگاهش در بهشت به او نشان داده میشود، از عذاب قبر پناه داده داده شده و از بزرگترین ترس و وحشت در امان خواهد ماند. تاج محبت و عظمت بر سر او نهاده میشود. تاجی که یک یاقوت از آن به لحاظ ارزش از دنیا و آنچه در دنیا وجود دارد، بیشتر است و با هفتاد و دو تن از حوران بهشتی ازدواج داده میشود، و میتواند برای هفتاد نفر از خویشاوندانش شفاعت کند). ترانه خواندن حوریهای بهشت رسولالله صلی الله علیه وسلم به ما خبر داده است که حوری ها در بهشت با لحنی بسیار زیبا و شیرین ترانه میخوانند. در معجم طبرانی با سند معتبر از عبدالله بن عمر روایت شده که رسولالله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ان ازواج اهل الجنة لیغنبن ازواجهن باحسن اصوات ما سمعها احد قط. ان مما یغنین: نحن خیرات الحسان - ازواج قوم کرام - ینظره بقرة اعیان. ان مما یغنین: نحن الخالدات فلا یمتنه نحن الآمنات فلا یخفنه، نحن المقیمات فلا یظعنه ». صحیح الجامع: 1557. (همانا همسران اهل بهشت برای شوهرانشان با بهترین لحن و صدائی که هنوز شنیده نشده است، ترانه می خوانند. بخشی از ترانه های آنها چنین است،. ما زنان نیکو و زیبا هستیم - همسران شوهرانی شریف هستیم - با شادی و طراوت نگاه میکنند. و در ترانه دیگری میگویند: - ما جاودان هستیم، مرگ هرگز به سراغ ما نمیآید، ما در امان و امنیت هستیم، هرگز دچار ترس و بیم نمیشویم - ما مقیم و ماندگار هستیم. هرگز کوچ نمیکنیم). سمویه در «فوائد» از حضرت انس روایت میکند که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «ان الحور العین لتغنین فی الجنة، یقلن: نحن الحور الحسان، جئنا لازواج کرام» (حوریهای بهشت آواز میخوانند و میگویند: ما حوریهای زیبائیم، آمدهایم و در انتظار شریف هستیم). صحیح الجامع: 1598. غیرت حوریها در برابر همسران دنیا رسولالله صلی الله علیه وسلم میفرماید: اگر زنی در دنیا شوهرش را مورد آزار و اذیت قرار دهد، همسر بهشتی او (حوری) نسبت به همسر دنیایی خشمگین میشود. در مسند احمد و سنن ترمذی با سند معتبر از معاذ روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا تؤذی امرأة زوجها فی الدنیا، الا قالت زوجته من الحور العین: لا تؤذیه قاتلک الله، فانما هو دخیل عندک، یوشک ان یفارقک الینا». صحیح الجامع الصغیر: 70/69/ (هرگاه همسری در دنیا شوهرش را اذیت کند، همسر حوری او (که در بهشت است) خطاب به همسر دنیوی میگوید: (شوهرم) را اذیت نکن، خدا تو را نیامرزد. او نزد تو مهمان است. ممکن است (به همین زودی) تو را -به قصد آمدن نزد ما - رها کند. وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین. پنجشنبه 08 فروردین 1392 :: 11:55 :: نويسنده : quranvsunat
کودکی بیش نبود ، شنیده بود خدا آن بالاهاست در آسمان ها دستانش را که بلند کرد ، خواست خدا را ببیند بیشتر سعی کرد، روی نوک پاهایش ایستاد دستانش را به راستای آسمان کشید اما نتوانست بر سکویی ایستاد می خواست خدا راببیند اما باز هم کوتاه بود ، کوتاه.... بر دامنه کوهی رفت نتوانست... بر قله رفت نتوانست... او شنیده بود خدا آن بالاست اما نشینده بود خدا دیدنی نیست با زبان شیرینش می گفت که : بابام همیشه میگه جوینده یابنده است بزرگتر که شد بر فراز بلندترین برج ها رفت... باز هم خدا را ندید به ابرها سری زد آنجا بلندترین جا بود اما باز هم کوتاه بود می پنداشت دیدن خدا در پیمودن ارتفاع بالاست بعد از ابرها ، نا امید شد گریان شد غمین شد ... .... سر بر سجده نهاد و گریست و گریست و گریست.... پیرتر که شد به آرزویش رسید او خدا را در قلبش یافت همه چیز در قلب او بود و خدا را یافت در قلبش در وجودشیکشنبه 26 آذر 1391 :: 09:20 :: نويسنده : quranvsunat
الــهي خاطرم افسرده گـشته تنم ازمعصيت پژمرده گشته خـــداوندا دلــــم را پاك گردان كه درجرم وگنه آلوده گشته
١ - آيا ميخواهيدبه خداوند«ج»نزديك باشيد؟ پنجشنبه 23 آذر 1391 :: 08:10 :: نويسنده : quranvsunat
ابتدا با نام و یاد خالق کل جهان شور دل اظهار دارم تا به دل یا بد مکان هر شبی از یک کناری چون خبر آید به گوش ملتی از ما به زیر ظلم دشمن داده جان در چچن پیر و جوان با خاک و خون غلتیده اند کودکان بوسنیایی زیر خمپاره نهان در فلسطین مسجد و محراب رنگینند به خون هند ومصر و الجزایر هم نداریم ما امان وحدت و یکپارچگی را برده از افغان ما تفرقه ایجاد کرده دشمن خونخوار مان کفر شد یک ملت و گشتیم هزاران فرقه ما تا هزاران لقمه باشیم جای گیریم در دهان اختلاف لا یجوز و جاز بر ما سایه کرد تا به عیش و راحتی خوابد اروپا شادمان چونکه عامل نیستیم قانون قرآن عزیز ور نه بنگر قرن اول قهرمان بودیم چسان امر بر وحدت شدیم از جانب پروردگار در عمل بر عکس کردیم زین سبب دیدیم زیان کاش به گوش هر مسلمان می رسید این درد و آه کز دل حافظ برون شد چون ندای عاشقان جمعه 17 آذر 1391 :: 16:27 :: نويسنده : quranvsunat
ای منزل تاریک و تنگ فرزند بابا آدمم هم امت سردار دین و آن نبی خاتمم امشب تورا مهمان شدم روحم چو رفت بی جان شدم از زندگی آرام شدم فرزند بابا آدمم بر شانه ات کردم خطا بودم همانا بی وفا بر من متاز ترس از خدا فرزند بابا آدمم از من شدند جویا نکیر و منکر آن مأمور حق کردند مرا چرخ و فلک فرزند بابا آدمم بودم عزیز روی زمین شیطان بود اندر کمین چون کینه داشت بر من دین فرزند بابا آدمم اعمال تورا یاری کند هم از تو بیزاری کند احساس شرمساری کند فرزند بابا آدمم گشتم اسیر منزلم آرمانها ماند بر دلم مشتی زخاک شد حاصلم فرزند بابا آدمم ای آدمی بر خود مناز آماده باش و خود بساز بر دین و قرآنش بناز فرزند بابا آدمم آخر پشیمانی چه سود گر جمع گردد تار و پود تأخیر مکن بر خیز تو زود فرزند بابا آدمم گر چشم بندی آن زمان هر چه تورا بودش همان گر عاقلی چیزی بدان فرزند بابا آدمم ای بنده ی یزدان پاک آن ساخت و ساز تو زخاک عذاب قبر است بیمناک فرزند بابا آدمم شاه و گدا در زیر خاک بر کس نباشد هیچ باک جز رب همه نیست و هلاک فرزند بابا آدمم برکشت و کارت سود بود محبوب زتو خوشنود بود آن امتحانت زود بود فرزند بابا آدمم تبلیف جهاد یاری کند هم از تو بیزاری کند از فتنه بیزاری کند فرزند بابا آدمم روزی به آن سو می روی احضار به دربار می شوی در آن حضور خوار می شوی فرزند بابا آدمم پرسند چه کردی در جهان ای بنده ی نا مهربان اقرار کن خود بر زبان فرزند بابا آدمم تحقیق فقط از تو شود هرچه که داشتی رو شود هر ذره موبه مو شود فرزند بابا آدمم ای آدمی ترس از خدا بر عهد اسلام کن وفا پرهیز کن تو از خطا فرزند بابا آدمم یکشنبه 05 آذر 1391 :: 17:28 :: نويسنده : quranvsunat
فضایل ماه محرم : 1- زياد روزه گرفتن در ماه محرم مستحب است. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «أفضل الصيام بعد رمضان شهر الله المحرم، أفضل الصلاة بعد الفريضة صلاة الليل». مسلم (1163). یعنی: «بهترين روزه بعد از ماه رمضان روزه ماه محرم و بهترين نماز بعد از نمازهاي فرض نماز شب است». 2- روزه گرفتن در روز تاسوعا (نُهم محرم) و عاشورا (دهم محرم) مستحب است. از پيامبر صلی الله علیه وسلم درباره روزه روز عاشورا سؤال شد؟ فرمودند: «يکفر السنة الماضية». یعنی: «گناهان سال گذشته را از بين ميبرد». مسلم (1162). و در مورد روزه تاسوعا فرمود: «فَإِذَا كَانَ الْعَامُ الْمُقْبِلُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ صُمْنَا الْيَوْمَ التَّاسِعَ». یعنی: «هرگاه سال آينده فرا رسيد إنشاء الله روز نهم را نيز روزه خواهيم گرفت«. مسلم (1916). پنجشنبه 02 آذر 1391 :: 10:00 :: نويسنده : quranvsunat
شاید جاى تعجب باشد كه چطور میشود در آن روزى كه جانها گداز بُوَد، بتوان افلام جنسى را تماشا كرد، ولى این حقیقت هست، داستان واقعى پایین را بخوانید تا باور كنید. پدر همراه یك شیخ و بقیه همراهان براى شستن متوفى پسر جوانش حاضر شده بودند تا اینكه آن جوان را شسته و دفن كنند. آن شیخ كه مسئول شستن متوفى بود دستور داد تا آنرا از لباسش مجرد كنند ولى عورتش را با پارچه اى بپوشانند تا اینكه شروع به شستنش كنند.
هنگام برداشتن لباس مرده، توجه آنها به دستمال خونالودى افتاد كه دست راست مرده را پیجانده بود ولى هنگامى كه سراغ برداشتن آن دستمال رفتند پدر متوفى بر سر آنها داد و فریاد زد و شرط كرد كه براى شستن پسرش هیچكس حق ندارد كه آن دستمال را بردارد. شیخ مسئول درك كرد كه یك رازى در آن دستمال نهفته هست ولى بهر حال براى شستن آن مرده بایست آن دستمال برداشته شود، پس در خفاء به همكارانش گفت كه هنگام شستن آب زیادى را روى آن دستمال بریزید تا خودبخود از جایش كنده شود. پس او را شستند و آب زیادى را بر روى دست پیچیده شده ریختند و بمحض اینكه آن دستمال شل شد آنرا از جایش بر كند. پدر پس از اینكه دید آنها دستمال را برداشتند بر سر آنها پرخاش كرد و داد و فریاد كشید ولى پس از مدتى به گریه افتاد و به آنها گفت كه حقیقت را براىیشان بازگو خواهد كرد تا درس عبرتى باشد براى دیگران. او گفت كه دیشب هنگامى كه پسرم وارد خانه شد، من و مادرش كه در حال شام خوردن بودیم به او تعارف كردیم كه همراه ما بیاید و شام میل كند ولى با عصبانیت جواب داد كه من میروم توى اتاقم و به نوكر خانه بگویید كه غذایم را توى اتاقم بیاورد. سپس رفت توى اتاقش و در را قفل كرد. نوكر غذاىش را آماده كرد و رفت كه غذا را نزد او ببرد ولى هر چه در میزد كسى در را باز نمیكرد. من و مادرش نگران شدیم و ما نیز هر چند در میزدیم او در را باز نمیكرد. بسیار نگران شدیم و فهمیدیم كه حتما اتفاقى افتاده است، پس قفل در را شكستیم و وارد اتاقش شدیم، ولى منظره اى كه دیدم مرا بسیار مبحوت كرد و اى كاش آنرا ندیده بودم ! پسر در حال تماشاى تلفزیون و در حالى كه ریموت تلفزیون در دست داشت فوت كرده بود، ولى مصیبت بد تر از آن این بود كه او در حال تماشاى فیلم مبتذل و جنسى جان خود را از دست داده بود. من رفتم كه ریموت را از دستش بردارم ولى هر چه سعى كردم نتوانستم تا اینكه فهمیدم اصلا ممكن نیست. پس براى حفظ آبروى خودم و پسرم، چاقویى آوردم كه دستش را ببرم، ولى پس از اینكه كمى آنرا بریدم بسیار خون از آن جارى میشد و رحمت و شفقت پدریم سبب شد كه ادامه ندهم، ولى تا آنجاییكه توانستم اطراف ریموت كه خارج از كف دستش بود را بریدم ولى قسمتى از آن همانطور كه الآن میبینید هنوز در دستش باقى است و نمیشود دستش را باز كرد و آنرا بیرون آورد. سپس آنها مرده را شستند و با همان ریموت انرا دفن كردند تا روز قیامت ! انتهاى داستان پیامبر صلى الله علیه و سلم در حدیث صحیح فرموده است که: "یبعث المرء على ما مات علیه" یعنى: "هر شخصى بر همان حالتى كه مرده باشد (در روز قیامت) بر میخیزد." پس خودتان قضاوت كنید كه این جوان در روز قیامت در چه حال و احوالى برمیخیزد ! بدون شك در حال تماشا كردن آن فیلم مبتذل، ولى با گریه و زارى نه با لذت جنسى ! مگر اینكه خداوند از روى لطف و رحمتش او را مغفرت و ستر كند. خداوندا، همه گناهان ما را مغفرت و ستر كن و ما را از سوء خاتمه نجات بده، آمین. سهشنبه 30 آبان 1391 :: 11:29 :: نويسنده : quranvsunat
پنجشنبه 25 آبان 1391 :: 10:03 :: نويسنده : quranvsunat
کودکان آنگونه زندگی می کنند که آموخته اند... اگرکودکی باانتقاد زندگی کند: می آموزد که محکوم کند. اگرکودکی باعنادودشمنی زندگی کند: می آموزد که ستیزه جو باشد. اگرکودکی باترس زندگی کند: می آموزد که بهراسد. اگرکودکی با احساس ترحم زندگی کند: می آموزد که احساس بدبختی کند. اگرکودکی باتمسخرزندگی کند: می آموزدکه متزلزل باشد. اگرکودکی باحسادت زندگی کند: می آموزد که حسودباشد. اگرکودکی باشرمندگی زندگی کند: می آموزدکه احساس گناه کند. اگرکودکی باآگاهی برتوانایی هایش زندگی کند: می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد. اگرکودکی باعشق بدون قیدوشرط زندگی کند: می آموزد که عشق بورزد. اگرکودکی باتأیید زندگی کند: می آموزد که خویشتن رادوست بدارد اگرکودکی بابینش وشناخت زندگی کند: می آموزد که در زندگی هدف داشته باشد. اگرکودکی باتعاون زندگی کند: می آموزد که سخاوتمند باشد. اگرکودکی باصداقت وانصاف زندگی کند: می آموزد که راستگو ودرستکارباشد. اگرکودکی بااحساس امنیت زندگی کند: می آموزد که به خود واطرافیانش اعتماد داشته باشد. اگرکودکی بادوستی ومهربانی زندگی کند: می آموزد که زندگی را زیبا ببیند. اگرکودکی بابردباری زندگی کند: می آموزد که صبورباشد. اگرکودکی باتشویق بجا زندگی کند: می آموزد که قدردانی کند. اگرشمابا آرامش زندگی کنید: کودک شما می آموزد که بدون اضطراب زندگی کند. راستی کودک شما چگونه زندگی می کند؟... پيوندها |
||||||||||||||||||||||||
|
|